تمام پست های وارد شده در این صفحه رو بخونین.
مطمئن باشین اگر نخونین از دستتون رفته![]()
نظر فراموش نشه.
تمام پست های وارد شده در این صفحه رو بخونین.
مطمئن باشین اگر نخونین از دستتون رفته![]()
نظر فراموش نشه.
حوالی ساعت 2 ظهر بود که دوستم بهم زنگ زد گفت تو خیابون ... چند تا ماشین تیونینگ شده جمع شدن،مثل اینکه قراره خبرایی بشه در آخر هم گفت زود خودتو برسون که از چیزی رو از دست ندی.
زود حاضر شدم که بتونم خودم رو برسونم و صحنه ای رو از دست ندم،تو راه فقط فکر می کردم که الان قراره اون چند تا ماشین چه کارا که نکنن !
بالاخره رسیدم نزدیکای اون خیابون صدای گاز ماشین ها داشت به گوشم می رسید،کم کم کله ام داشت داغ می شد اما نه به خاطر گرمای هوا بلکه به خاطر هیجان شدید!
چشمم به جمال ماشین ها روشن شد،همشون تیونینگ شده بودن جز یه دونه !
یه ماکسیما ،یه کمری جی ال ، یه زانتیا و یه پراید !!
اما قضیه ی این پراید چی بود ؟
این ماشین ها همه بالای 100 اسب بخار بودن و حداقل هم 2.0 لیتری !
پس این پراید 63 اسب بخاری و 1.3 لیتری این وسط چی کاره بود ؟
همه به راننده ی این پراید میخندیدن که واقعا انگیزه اش از شرکت تو این جور جمعی چیه ؟
بخصوص اینکه این ماشین فقط یه منبع اگزوز عوض کرده بود، یه دست رینگ و لاستیک انداخته بود و حدود 5 سانتی هم ارتفاع زده بود،اما این طور که بوش می اومد راننده خیلی به خودش و ماشینش مطمئن بود !!!
قرار شده بود مسابقه در 2 دور رفت و برگشت باشه و اگر کسی تونست 2 دور رو پشت سر هم ببره برنده ی مسابقه است اما اگر کسی نتونست 2 دور رو پشت سر هم ببره مسابقه در دورهای بعدی ادامه پیدا کنه و در نهایت جایزه ی برنده هم یه دست تشویق جانانه بود از طرف بینندگان مسابقه !!!
البته همونطور که همه ی ما میدونیم قضیه فقط خوابوندن کل بقیه بودو بس !
ماشین ها همه به خط شدن برای ریس در یه مسافت حدود 1.2 کیلومتر،خیابون هم خیلی پرت بود و به خاطر همین هم جرات کرده بودن این سر و اون سرش رو ببندن،حالا با چه مجوزی من که نفهمیدم.!
یه نفر از بیننده ها رفته بود وسط این چند تا ماشین وایستاده بود که به اصطلاح سوت شروع مسابقه رو بزنه !
همه داشتن سر گاز میدادن و سعی می کردن با بیشتر بلند کردن صدای موتورشون صدای بقیه ی موتورها رو خفه کنند!
اما راننده ی پراید خون سرد و راحت بود البته با چه امیدی واقعا تا اون موقع من نفهمیدم.
سوت زده شد،دنده 1 هر 4 تا ماشین بود که داشت پر میشد، آخرای زوزه ی دنده 1 ماشین ها بود،اما صدای موتور این پراید هیچ شباهتی به پرایدهای معمولی نداشت،هرچی اون لحظه فکر کردم که این صدای موتور چیه نفهمیدم،سر آخر به خودم گفتم حتما به خاطر عوض کردن منبع اگزوزشه ، پراید داشت از بقیه جلو میزد،همه داشتن شاخ در می آوردن که چطوری میشه که این طوری بشه !!!
ما تقریبا وسطای راه ایستاده بودیم که بتونیم بیشتر مسابقه رو ببینیم،دیگه تقریبا ماشین ها داشتند به نیمه ی راه می رسیدن که پراید کاملا از بقیه جلو زده بود،دهن همه باز مونده بود،واقعا وصف شتابش برام مشکله،اما وقتی از یک دنده به دنده ی بعدی میرفت انگار یه نیرویی بود که ماشین رو از زمین میکند.
انگار این ماشین ها هم احساس دارن و یه چیزایی میفهمن،تو قیافه ی اون 3 تا ماشین پر دک و پز عقب مونده راحت می تونستی درماندگی رو ببینی !
آخر دور اول بود که دیدم پراید حدودا 2 ثانیه زودتر از نزدیک ترین تعقیب کننده اش یعنی ماکسیمای دنده دستی خط پایان رو رد کرد و به ترتیب زانتیا و بعد هم کمری.
دهن همه باز مونده بود که چطوری ممکنه این ریزه میزه ی کره ای بتونه این 3 تا بچه غول رو ببره.
قیافه ی اون 3 تا راننده واقعا تماشایی بود، هاج و واج هم دیگه رو نگاه می کردند،البته من هم جای اونها بودم همین کارو می کردم.
راننده ی پراید هم یه لبخند مرموز بر لب داشت که واقعا حرص آدم رو در می آورد!!!
دور 2 که میخواست استارت بخوره 3 تا راننده ی مغلوب اخم هاشون رو گره کرده بودن و عزمشون رو جزم که حال پراید رو بگیرن !
دور دوم هم باز پراید پیش افتاد و اون 3 تا همانند دور اول هر چقدر زور زدن نتونستن بهش برسن.
بازهم پراید مسابقه رو برد!!!
حدود 35 نفر تماشاچی واقعا براش دست زدن و با دهن باز داشتن رویداد رخ داده رو در ذهن مرور می کردن.
هر 4 تا راننده داشتن از ماشین پیاده میشدن و ناخودآگاه جمعیت بود که داشت می رفت به سمت پراید و راننده اش تا سعی کنن علامت سوالهایی رو که تو ذهنشون پدید اومده رو از بین ببرن.
راننده فقط می خندید و جماعت متعجب رو نگاه می کرد.کم کم همه متفق القول شدن و از راننده خواستن که کاپوت ماشین رو بزنه بالا،راننده اول کمی اکراه کرد اما بالاخره راضی شد،همه تو فکر بودن که الان قراره چی ببینن،کاپوت که بالا رفت من فقط این رو فهمیدم:این چیزی که میبینم موتور پراید نیست.
یکی از میان جمع گفت این موتور فورد،موتور پراید نیست...
تازه 2 زاریم افتاد که چه خبره،همه داشتن نگاه می کردن که راننده با یه لبخند و یه معذرت خواهی کاپوت رو زد پایین.موقعی که نشست تو ماشین یه نگاه عاقل اندر سفیه به اون 3 تا راننده ی بخت برگشته انداخت و گاز ماشین رو گرفت و رفت.
از این موقع بود که فهمیدم هیچ ماشینی رو نباید دست کم گرفت،قبلا مطالب زیادی در مورد پرایدهای موتور فورد و مزدا و شتاب و سرعت عجیبشون شنیده بودم ،اما از قدیم گفتن شنیدن کی بود مانند دیدن !
این هایی رو که براتون گفتم عین حقیقت بود،نتیجه ی اخلاقی که در پایان میگیریم اینه که خواهر و برادر من که 30،40 میلیون پول میدی ماشین میخری که باهاش کورس بذاری و حال زیر دستهات رو بگیری ،زیاد مغرور نشو چون از این جور ماشین ها که مثل این پراید بتونن حالتو بگیرن زیادن،رنوهایی هم هستن که 220 میرن اما وقتی نگاشون میکنی پیش خودت میگی عمراً 120 بیش تر بیاد اما به عمل کار برآید !
پس خوب حواستو جمع کن که تو اتوبان نری لاین آخر برای همه چراغ بزنی و احیانا قلدر بازی درآری،چون اگر گیر یکی ازاینها بیفتی بدجور ضایع میشی .!!!
نویسنده:پوریا ایجادی
در مورد این گزارش باید گفت از ذکر مکانها معذورم ولی اعداد و ارقام رو به صورت واقعی ذکر میکنم .
همونجور که با یکی از حاضران و شرکت کنندگان این رقابت مشورت شد و تصمیم گرفته شد .
چندی پیش در یک محفل دوستانه و خصوصی ، 23 نفر از دوستان ماشین بازی که در خیابون های بالای شهرمون هستند و حتما بارها دیدینشون دور هم جمع شده بودند و در این محفل پس از صحبت و مشورت ، برای تست میزان مهارت و تجربه خودشون قرار بر این میشه که سفری بین شهری رو ترتیب بدند که در اون سفر رقابت رو برگزار کنند .
در این محفل قرار میشه که دوستان شرکت کننده هر کدوم 1.5 میلیون تومان رو در ابتدا برای شرکت در مسابقه به عنوان هزینه پرداخت کنند که در همون محفل همه این مبلغ رو پرداخت میکنند .
تمامی شرکت کنندگان با خوروهایی با حجم موتور 1600 تا 2000 سی سی خودشون حاضر بودند که مشابه شون رو هر روز به تعداد بسیار زیاد تو خیابون های شهرمون میبینیم .
نحوه مسابقه به ترتیبی قرار میشه که شرکت کنندگان در صبح روز برگزاری و در حوالی ساعتهای 2 و 3 صبح همه در محلی که در ابتدای مسیر مسابقه بوده جمع بشن و همگی ترمز های ماشین ها رو کور کرده و آماده مسابقه شوند .
این عمل یعنی رانندگی با ماشینی که بدون ترمزه و کم کردن سرعت تنها با معکوس دادن و انتخاب دنده صحیح مقدوره اون هم توی یک مسیر با سربالایی و سرازیری شدید و پیچ های زیاد !
این کار انجام میشه و ساعت 4 صبح روز تعطیل رقابت از تهران به سمت یکی از شهرهای شمالی آغاز شده و نهایتا آخرین خودرو ساعت 8 صبح رقابت رو به پایان رسونده و به مقصد میرسه .
پس از انجام این رقابت مرگبار که واقعا تصورش هم مشکله به نفر اول یک زانتیا و به نفر دوم یک 206 از محل جمع شدن هزینه شرکت در مسابقه اهدا میشه .
خوش بختانه تمامی شرکت کنندگان سلامت به خط پایان رسیده و مسابقه رو خاتمه داده اند .
در پایان قضاوت رو به خودتون میسپارم و این اتفاق رو نه تایید و نه تکفیر میکنم .
امیدواریم که زیر ساخت های ورزش اتومبیلرانی در کشورمون که واقعا مشکل داره اصلاح بشه تا جوانان این شهر و کشور بتونن انرژی خودشون رو در مسیری صحیح تر و کم خطر تر بمصرف رسونده و حتی باعث کسب افتخار برای کشورمون بشند .
این رقابت مطمئنا اولین نبوده و آخرین نیز نخواهد بود .
در حال حاضر باید گفت که دیگه سطح مسیرهای شهری و جاده ای کشورمون صرفا به شهرداری و راهنمایی و رانندگی و وزارت راه ترابری اختصاص نداره و اونها شریک های دیگه ای هم پیدا کرده اند .
شرکایی که بعضا از اونها نیز فعالترند و در ساعات نیمه شب تا انتهای شب مالکیت این مسیر ها رو در اختیار خودشون قرار داده اند .
جوانانی که خیابون های شهرمون براشون به حالت پیست در اومده و با ماشینای خودشون از رنو 5 و پیکان گرفته تا مرسدس اس ال کا و بی ام دبلیو های سری 6 و لامبورگینی های گذر موقت و حتی نمره شده خودشون که مرزی از لحاظ قیمت ندارند به تاخت و تاز مشغولند و این امریست که در سرتاسر جهان در جریان هست .
از جوانان اماراتی در دبی و اتوبان شیخ زاید تا مسکو و خیابان الکساندر نوسکی و حتی ونچورا بولوارد در قلب لس آنجلس یا اتوبان های استانبول در کشور دوست و همسایه مون ترکیه که حتی اونها هم نخواستند از این قافله عقب بمونند .
تبی که مدتهاست جهان رو فرا گرفته و مثلما هیچ گاه قصد فروکش کردن نخواهد داشت .
این نبضی است که هر روزه در رگهای شهرمون جریان داره و کاش بتوانیم از اون در مسیری صحیح استفاده کنیم .
نبضی که از موتورهای تقویت شده پراید های شهرمون که اکنون از کفر شیطان نیز مشهور ترند تا گلف های موتور تعویضی 4 و 6 سیلندر با 200 و 300 اسب قدرت یا 206 های دوست داشتنی با شتاب های 5 و 6 ثانیه ای و 405 و پرشیا و زانتیا های کف خواب بر می آید و حتی شوک بنزین نیز بر آن اثر نکرد .
آیا کسی هست که این گزارش رو بخونه و از حاکمیت اونها بر شب های شهرمون خبر نداشته باشه ؟
شاهین نوبری