کمری SL2007

نشستن در اتاق کنفرانس و گوش دادن به سخنرانی مدیران کمپانی تویوتا که آزادانه مدل های قدیمی کَمِری، که موفقترین و مهمترین اتومبیل ساخت این کمپانی بوده است، را "وانیل"، "نان و کره" ، "معمولی"، "خسته کننده" و "ناامید کننده" و "فاقد الهام بخشی" توصیف می کنند، خالی از لطف نیست. ممکن است با خودتان تصورکنید که این کنفرانس هم مثل جلسات 12 مرحله ای اعتراف بوده است. اما علاقه مندان اتومبیل همه ی این مطالب را در مورد تویوتا کمری سالهای سال است که می دانند، اما مقامات عالی رتبه کمپانی تویوتا آن را نادیده می گرفتند. حالا به نظر می رسد که کمی توجه نشان داده اند.

 

تویوتا همیشه محصولات کمی را برای عرضه داشته است، اما سعی داشته که کَمِری را رقیب اتومبیل هایی مثل سوبارو لِجسی، فورد فیوژن، و هیوندا سونوتا کند. و البته اتومبیل های دیگری مثل مزدا 6، نیسان آلتیما، و هوندا آکورد جدید هم رقبای بدی به نظر نمی رسند.

آیا این به آن معناست که با گذشت یک نسل، کمری توانسته است به زیباترین، جالب ترین، و دوست داشتنی ترین اتومبیل خانواده تبدیل شود؟ نه کاملاً! نورافکن های ابرو شکل، شانه های بلند، کمر باریک، و صندوق عقب بلند همه طرح هایی کاملاً آشنا هستند که تغییر چندانی پیدا نکرده است.

اتاق کمری های جدید چیز تازه ای ندارد، حتی اندازه اش هم تغییر چندانی نکرده است، اما بسیار خوش ساخت تر و راحت تر است و طراحی فوق العاده ای دارد. صندلی های عقب مدل XLE حتی خوابیده تر هم هستند. سیستم خودکار و سیستم اتصال بلوتوس موبایل اختیاری است. ایربگ های بغل در صندلی های جلو و عقب هم که در همه ی مدل ها جزء استاندارد است. ابزارهای داخلی اتومبیل که در مدل XLE و مدل های هیبرید وجود دارد نیز به رنگ آبی نیمه شفاف درآمده است که یادآور "باندی بلو"، کامپیوتر های اولیه iMac است. این نمونه ای کاملاً مدرن و جذاب از روکش کردن پنل دستگاه است، بدون نیاز به استفاده مفرط از چوب یا آلومینیوم

بله، کمری برای اولین مرتبه با موتورهای همنیروزا هیبرید تویوتا ساخته شده است، که بسیار پرانرژی تر از مدل پریوس است. تویوتا در کمری هیبرید از چرخه اتکینسون استفاده کرده است که بسیار بالاتر از حد استاندارد کار می کند، کمری 4 سیلندر 2.4 لیتر به موتور الکترونیکی hp45 تبدیل شده است که انرژی خروجی کل سیستم hp 192 می باشد. کمری هیبرید با 3637 پوند وزن، حدود 150 تا 350 پوند سنگین تر از هم نوعان خود است که ممکن است سرپیچ ها کمی اذیت کند اما در اکثر موقعیت های رانندگی، هیبرید کاملاً عالی کار می کند و قدرت رسانی آن کاملاً سریع و روان است. کمپانی تویوتا ادعا دارد که فقط 8.9 ثانیه طول می کشد تا سرعت این خودرو به 100 کیلومتر در ساعت برسد. EPA صرفه جویی این خودرو را در سوخت در رانندگی های شهری و اتوبان mpg 47/43 می داند. برای آندسته افرادی که حاضرند کمی راحتی اتومبیل را به کارایی بیشتر آن بفروشند، دکمه “eco” به طور طبیعی خروجی دستگاه تهویه اتومبیل را کاهش می دهد. ما تصور می کنیم که این پاسخی برای انتقاداتی است که کمپانی تویوتا به خاطر شکست مدل پریوس متحمل شدند. گرچه جیم لنتز، مدیر کل فروش تویوتا، پیش بینی می کند که کمپانی قادر به تولید کافی از کمری هیبرید نخواهد بود و میزانی که در توان دارد پاسخگوی تقاضاها نمی باشد. و مانند گذشته آنها از بین یک 4 سیلندر و V-6 انتخاب می کنند. 4 سیلندری 2.4 مدت ها دوباره و دوباره تولید شده اما 3.0 و 3.3 لیتر V-6 ها به خاطر V-6 3.3 کنار گذاشته شده اند. اما کَمِری که در مدل های SE، LE و XLE وجود دارد، V-6 قادر است hp 268و lb-ft 248 گشتاور نیرو از طریق سیستم 6 دنده ای خودکار بفرستد.

 

(به عکس بالا توجه کنید ، به نوع لامپ های جلو، به نظر یه مقدار زیاد! شبیه مدلهای لکسس هستش! Wink)

 مدل SE مدل اسپرت تر این اتومبیل است. مانند گذشته حالت تعلیق کمتری دارد اما اکنون دیگر SE به خاطر وجود بدنه استاندارد و نیز بسیار زیبا، کمی از سایر مدل ها پایین تر است. وسایل بیشتری در مدل استاندارد با چرخ ها 17 اینچی SE وجود دارد. وجود بست V شکل بین بدنه و کابین ثبات اتومبیل را حین پیچیدن بیشتر می کند.

تویوتا هنوز هم در کمری های چهار سیلندر خود از 5 دنده دستی استفاده می کند و از اینرو SE که اسپرت هم شده باشد و تجهیزات مختلف روی آن نصب شده باشد، برای رانندگی بسیار عالی است. دنده ماشین بلند و بزرگ است که تغییر دنده با آن بسیار راحت و خوب است، و دیگر کسی نمی تواند از این شکایت کند که چرا کمری هنوز 5 دنده ای معمولی و دستی تولید می شود.

مدل محبوب ما SE است که V-6 و اتومات هم باشد. شما می توانید کیلومترها بدون هیچ توقفی با این اتومبیل رانندگی کنید و درعین حال از رانندگی خود لذت ببرید. قدرت هندلینگ این ماشین تاحدی است که در جاده های پرپیچ و خم هیچ نگرانی نخواهید داشت و با سرعت بالا هم قادرید در پیچ ها گردش کنید.

کمری جدید قادر بوده خود را از مدل های قدیمیش تا حد زیادی جدا کند و دیگر اتومبیلی معمولی و خسته کننده خطاب نشود. کیفیت ساخت، قابلیت اطمینان، قیمت، ثبات، کنترل و امنیت این اتومبیل مثال زدنی است. اما هنوز هم که هنوزه فاقد قدرت الهام بخشی است.

زانتیا ...خوب یا متوسط ؟

xantia

اتومبیلی خوب وسازگار با یک خاندواده ایرانی و همگام با تکنولوژی روز البته چند سال پیش (پارادکس) !! اتومبیل برگزیده مردم از لحاظ قیمت و امکانات رفاهی . اتومبیلی با ظاهر مشتری پسند و باطن مرفح .. آنقدر موتور این اتومبیل قدرتمند و متناسب با یک اتومبیل سواری هست که اتومبیل هایی مثل ELX از این موتور استفاده می کنند این غول از موتور 1761 سانتی متر مکعب 16 سوپاپ بهره می برد . کسی که میخواد از بین مزدا و زانتیا یکی رو انتخاب کنه ، به نظر من زانتیا رو انتخاب کنه بهتره . دقیقا امروز همه برعکس فکر می کنن ولی تو این وضع ناجور تو ایران که بهترین ماشین الگانس های وارداتی هستند و هنوز نمی شه این وضع رو بهتر از قبل دونست بهتره اتومبیل هایی مثل زانتیا که هر کاری بخواهید براتون می کنه رو انتخاب کنید . (البته در بازه قیمت زانتیا و مزدا 323) طول 4524 سانتیمتر و عرض 1755 سانتیمترو ارتفاع 1400 سانتیمتر از امکانات رفاهی این تومبیل می شه به موارد زیر اشاره کرد : 1. سیستم ضد قفل ترمز (ABS) – 2. مبدل کاتالیس برای کاهش آلودگی در حد استاندارد EURO3 - 3. شیشه جلو ضد تشعشع حرارتی - 4.Airbag راننده - 5. Airbag سرنشین جلو - 6. Airbag جانبی دو طرف در داخل پشتی صندلی های جلو - 7.سوئیچ کنترل Airbag سمت سرنشین - 8.طرح چوب (داشبور، رودربها و دسته دنده) - 9. دارای سیستم عیب یاب - 10.سیستم آلایندگی بخارات کارتر - 11.سیستم کنترل تبخیرات سوخت - 12.برف پاکن مجهز به سیستم هوشمند 13.سوییچ با کنترل از راه دور و قفل مرکزی 14.سیستم هوشمند تهویه مطبوع 15.کلید ضد سرقت با سیستم الکترونیکی 16.سیستم صوتی RB1 با قابلیت کنترل از روی غربیلک فرمان 17.پرده ضد نور عقب 18.چراغ مطالعه سرنشینان جلو 2 عدد - 19. نشان دهنده دمای بیرون و تاریخ - 20. شیشه بالابر با سیستم Anti-Pinch سمت راننده - 21. کمربندهای ایمنی با قابلیت تنظیم ارتفاع متناسب با قد سرنشین جلو و مجهز به چاشنی انفجاری ۲۲.سیستم فرمان : هیدرولیک. ۲۳. سیستم تعلیق : سیستم هیدرولیک تحت فشار بالا

اتومبیل ستارگان ایرانی

يك ماشين مدل بالا كه در نهايت يك پژو 405 مشكي متاليك رينگ اسپرت مي‌شد، مي‌خواست. مي‌خواست كه حداقل به همه نشان دهد تنها در چمن سبز نيست كه يكه تاز است. روياي يكه تازي مردان فوتبال به ايران و ستاره‌هاي عموما كاغذي‌اش محدود نمي‌شود.
ديويد بكام انگليسي، آن هنگام كه در منچستر توپ مي‌زد، كلكسيوني از بهترين ماشين‌هاي دنيا در پاركينگ خانه‌اش داشت. از پورشه تا لامبورگيني و 3 BMW Z جيمز باند افسانه اي. پس نبايد به فوتباليست‌هاي ايراني خرده گرفت كه چرا به خاطر يك 405 مشكي ناقابل، عشق را به حراج مي‌گذارند.
از اسلاف آنها همچون ناصر حجازي گرفته كه در زمان خودش همه كار كرد تا يك2002 BMW به چنگ آورد، تا حال كه همه پا به توپ‌هاي ايراني تمام قرارداد و زندگي‌شان را مي‌دهند تا حداقل يك 206 وطني سوار شوند كه اين كف ماشين‌هاي طبقه فوتباليست ايراني است.
به اين اسامي‌توجه كنيد: علي انصاريان، علي سلماني، سهراب انتظاري، هادي طباطبايي، مهرداد اولادي و... . همه اينها 206 سوار هستند. در ميان دوستان و هم تيمي‌هاي اين افراد مي‌توان ديد مثلا فرشيد كريمي، يحيي گل محمدي، افشين پيرواني و علي رضا منصوريان را كه ماكسيما سوار مي‌شوند و پيروز قرباني و فرزاد مجيدي كه فرمان مزدا 323 در دست دارند و يا بهنام ابوالقاسم پور و ميثم بائو كه زانتيا مي‌رانند.

نمونه مرسدس بنز علی دایی


ولي هستند افرادي كه به كف هيچ چيز راضي نمي‌شوند و از هر چيزي بهترينش را مي‌خواهند. معرفي هم نمي‌خواهد. كاپيتان تيم ملي اراده كرده است و هوادارهايش را به افتخار يك مرسدس بنز 600 S مشكي متاليك مدل 2004 رسانده است.
ماشيني كه مي‌گويند نيمي‌از آنهايي كه قدم به صباشهر مي‌گذارند، نه براي ديدن تمرينات صباباتري كه تنها براي سياحت مركب علي دايي به آنجا مي‌روند. مركبي كه بعد از آن شب نحس، كمتر همراه با كاپيتان سر تمرينات حضور پيدا مي‌كند و بقيه ماشين‌هاي دايي بيشتر زير پاي او در صباشهر و يا كمپ تيم‌هاي ملي خودنمايي مي‌كنند.
نقل است كه در يكي از شب‌هايي كه دايي براي يكي از بازي‌هاي ليگ برتر سوم، همراه با پرسپوليس در هتل لاله آرميده بوده است، از هواداران پروين، مرسدس دايي را به خطي ميهمان مي‌كنند و بلوايي را به راه مي‌اندازند.هواداران كسي اين دسته گل را به آب مي‌دهند كه خود زماني معروف‌ترين نمايشگاه ماشين تهران را داشت (اتو سورتمه)، كه حال از آن نمايشگاه و انبوه مرسدس‌ها و BMW هايش هيچ باقي نمانده است. پروين كه زماني با ماشين‌هايش نيز شهره بود، اكنون يك 405 سوار مي‌شود كه راننده‌اش مي‌راندش.
از اين مي‌گذريم كه سلطان چند مدل ماشين ديگر هم دارد و رو نمي‌كند.از علي دايي و بي‌‌مانند بودنش در هر زمينه‌اي كه بگذريم، مي‌توان هم بازي‌هايي از او را نام برد كه نه تنها پس از كاپيتان از اروپا و كشور‌هاي حوزه خليج فارس سر در آوردند، كه همچون او ماشين‌هايي از فرنگ و آن سوي آبها به خيابان‌هاي تهران سرازير كردند كه در نوع خود بي همتا بودند (مي‌گوييم بودند چون اكنون مي‌توان نمونه‌هاي زيادي از ماشين‌هاي مدل بالا را در سطح شهر ديد).
معروف بود كه فولكس بيتل فسفري نيكبخت واحدي لنگه ندارد و آئودي 8 A حامد كاويانپور انگشت را به دهان مي‌چسباند. (البته بيتل را كاويانپور براي نيكبخت و به صورت اجاره‌اي به ايران آورد). در حال حاضر جناب نيكبخت مرسدس SLK كروكي سوار مي‌شود و آب از دهان همه به راه مي‌اندازد. روزي كه علي موسوي به ايران آمد دست روي ماشيني گذاشت كه تا آن زمان كمتر استوك پوشي رانده بودش. موسوي ميتسوبيشي گالانت چشم گربه‌اي سوپر سالن را جايگزين مرسدس رويايي‌اش در لوركوزن آلمان كرد.
پس از او پرويز برومند هم نمونه آن ماشين را خريد و اين دو به دوستان گرمابه و گلستان بدل شدند. شايد اگر هادي طباطبايي هم گالانت چشم گربه‌اي را به 206 ترجيح مي‌داد، آن همه جنجال براي دروازه آبي به وجود نمي‌آمد.
دليل كاملا بي ربطي است!ولي در اين بين بهترين بازيكن آسيا، فراتر از هم نوع‌هاي ايراني‌اش در دبي گشت و گذار مي‌كرد. علي كريمي‌خيابان‌هاي شيخ‌نشين متمول خليج را با 756 BMW گز مي‌كرد و با
5 BMW X نقره‌اي به تمرين الاهلي مي‌رفت. ماشيني كه كريمي‌ آن را در ايران هم سوار مي‌شد. به تازگي علي كريمي‌ در سايت شخصي‌اش اعلام كرده در آلمان يك آئودي فرمز مي‌راند كه طبق معمول از مدل فاكتور گرفته است. ضمن اينكه به زودي آن را تبديل به مارك ديگري مي‌كند. شايد تنها كسي كه با كريمي‌ در اين زمينه هم وزن بود و هست، فرهاد مجيدي باشد كه مرسدس بنز كلاس ML را به عنوان مركب برگزيده است.

نمونه ی مرسدس بنز فرهاد مجیدی
اما متفاوت بودن، همچنان بيماري لژيونرهاي ايراني مقيم اروپا است. مهدي مهدوي كيا با اينكه حال و روز خوبي در هامبورگ ندارد، اما مي‌تواند به آئودي، گلف و مرسدسي كه در پاركينگ خانه‌اش پارك كرده دل خوش كند كه خود و خانواده‌اش به نوبت از آنها استفاده مي‌كنند (اينطور هم مي‌گفتند موشك هامبورگ تنها يك BMW دارد).
وحيد هاشميان كه تازه به هانوفر پيوسته است مثل اكثر فوتباليست‌هاي درجه اول يك مرسدس مشكي دارد. محرم نويدكيا كه در اصفهان با پرشيا كنار زاينده رود مي‌رفت در بوخوم BMW سوار مي‌شود و با آن كناره‌هاي راين را تجربه مي‌كند. البته كسي از مدل BMW محرم خبري ندارد و خودش نيز چيز بيشتري در اين مورد به زبان نمي‌آورد.
در ميان داخلي‌هاي پر سر و صدا هم مي‌توان چهره‌هايي پيدا كرد. آقاي گل ليگ برتر تازه تمام شده (رضا عنايتي)، ماكسيما سوار مي‌شود. جواد نكونام BMW را به بقيه برندها ترجيح داده است و استاديوم شهيد دستگردي را هر روز به اين مدل مزين مي‌كند. از فوتباليست‌ها كه بگذريم، نمونه‌هاي عجيبي در ستاره‌هاي ساير رشته‌هاي ورزشي مي‌توان مشاهده كرد. از رضا‌زاده كه با آن هيكل تنومند، ماكسيماي اهدايي قهرماني المپيك را سوار مي‌شود تا هادي ساعي كه پرشيا را به 206 كه علي رضا حيدري مي‌راند ترجيح داده است.
اما اتفاق جالب در رشته واليبال افتاده است. آنجا كه اكثر اعضاي تيم واليبال پيكان، سمند سوار مي‌شوند و يا سايپايي‌ها، زانتيا را از باشگاه گرفته‌اند. گرچه پيدا مي‌شوند واليباليست‌هايي همچون بهنام محمودي كه موسو را به سمند ترجيح داده‌اند، اما فرض كنيد اگر قرار بود همه تيم‌هاي صنعتي به بازيكنانشان محصولاتشان را هديه مي‌دادند، مي‌بايست بازيكنان تراكتورسازي، يا تراكتور مي‌راندند و يا كمباين!
اگر به فوتبال نگاهي دوباره بياندازيم و اين بار به مربيان توجه كنيم و نه ستاره‌هاي چمن سبز، در يك سوي نيمكت امير قلعه نويي نشسته است كه مزدا سوار مي شود و در ديگر سو، فيروز كريمي‌ايستاده است كه موتور سواري قهار است و هوندا 125 CDI را به هر چه ماشين پر زرق و برق ترجيح مي‌دهد.

بی ام دبلیو میله میگلیا

قبل از هر چیز از وبلاگ کارایران به خاطر این مطلب تشکر می کنم. این مطلب کوتاه بوده ولی مطلب جالبی است.


کمپانی بی ام دبلیو .. دست به یک کار خیلی جالب زیابایی زده ..

این کمپانی در سال 1940 اقدام به تولید خودروی (بی ام دبلیو میله میگلیا ) کرد که در اون دوره این خودرو از موتور بی رقیب (اینلاین 6) استفاده می کرده ... بازتاب طراحی این خودرو تا جایی رفت که کمپانی هایی همچون (مرکوری) اقدام به کپی  برداری از این طرح کردند این خودرو 220 کیلومتر در ساعت هم سرعت داشته ..چهار دنده و سی و پنج اسب بخار قدرت داشته ...

حالا این مقدمه بود ... کمپانی بی ام دبلیو ... این محصول سال 1940 را در سال 2006 به عنوان جدیدترین محصول و بهترین محصول سال تولید خواهد کرد ....(در عکس بالا اشاره شده)

اسمش همون (میله میگلیا) هست

موتورش نسل جدیدی موتور (این لاین 6) هست که بیش از 60 سال مورد استفاده قرار نگرفته ...

طراحی بدنه این خودرو محشره... عالیه ... بی نظیره .. دقیقا می تونید بدنه ی 60 سال پیش رو تو این بدنه همراه با زیباترین طراحی روز ببینید .. (این تغییرات رو می تونید در عکس بالا مشاهده کنید)

6 دنده . 350 اسب بخار قدرت این خودرو هست .

و 3246 سی سی حجم موتور این خودرو هست .

( واقعا طراحی کلاسیک ین خودرو در عین حال مشخصه های یک اتومبیل سوپر اسپورت رو داره .. و از همه نظر بی رقیبه..)